الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
تعريف الكتاب 8
الخصال ( فارسي )
يكديگر روى نويسى مىكردند با حذف واثبات كلماتى . فخر الدين فرزند علامهء حلى در يكى از اجازات خود كه براى شمس الدين محمد بن صدقه نوشته وى را " بالشيخ الامام توصيف كرده است " . شمسى الدين عاملى شهيد اول در كتاب اجازات خود كه براى زين الدين على بن الخازن نوشته از صدوق تعبير كرده : " بالامام بن الام - الصدوق " . شيخ بهاء الدين عاملى در يكى از مؤلفات خود نوشته كه يكى از من پرسيد كه صدوق بالاتر است يا زكريا بن آدم ، گويد گفتم : زكريا بن آدم برتر است ، زيرا صدوق را دانايان رجال توثيق نكردهاند ليك زكريا بن آدم را در كتب رجال توثيق كردهاند ، جلالت او وقرب وى را نزد پيشوايان بيان كردهاند و گفتهاند كه زكريا بن آدم با امام على بن موسى الرضا هم كجاوه شدند و به مكه رفتند و اين نيز نهايت جلالت اوست . پس مدتى گذشت شبى صدوق رضى الله عنه را در خواب ديدم و بر او درود كرد از من اعراض كرد پس از مدتى مكالمات پرسيدم كه سبب اعراض تو از من چيست ؟ او در خواب گفت كه از كجا برتو معلوم شد كه زكريا بن آدم بر من ترجيح دارد ؟ توثيق نكردن دانايان رجال را دلالت ندارد بر تأمل آنان در توثيق او چونكه غالبا بناى قدماء رجال بر توثيق مشائخ اجازه نبوده و به كسانى كه اشتهار دارند ، چنان كه على بن ابراهيم از مشائخ اجازهء كلينى ست وعلى اجازه دارد از پدرش ابراهيم بن هاشم قمى وابراهيم را ارباب رجال توثيق نكردهاند از اينروى طبقهء سابق از دانايان خبريرا كه در رواتش ابراهيم بن هاشم بود حسن مىدانستهاند ، ليك اقوى وثاقا از متأخرين آن خبر صحيح است به جهت آنكه ابراهيم از مشائخ اجازه است و همين اندازه در توثيق كاف ست ، اضافه بر آن در على پسر وى جاى محل تأمل نيست چه اعتماد بر پدر خود كرده ، علاوه كلينى اعتماد بر او داشته وبكثرت روايت از او كرده و اين كه ابراهيم بن هاشم معتمد قميان است همين اندازه در توثيق او بسنده است زيرا گفتهاند كه قميان نهايت احتياط را در روايات داشتهاند تا اندازه يى كه هرگاه مىدانستند كه وى در حق پيشوايان غلو مىكند او را از قم بيرون مىكردند پس اعتماد قميان كافى ست . همچنين صدوق از مشائخ اجازه ومعتمد قميان بوده است . صدوق چنان كه ستايشگرانى دارد نكوهش گويانى نيز داشته از آن جمله در بيست سال قبل كتابى